در آستانهی انتخابات شورای شهر کرج، دوباره همان چهرههای تکراری از سایهها بیرون آمدهاند؛ آدمهایی که سالهاست امتحان خود را پس دادهاند و نتیجهاش چیزی جز رکود، روزمرگی و فرصتسوزی برای شهر نبوده است. کسانی که نه ایدهی تازهای دارند، نه انرژی تغییر، و نه حتی کارنامهای قابل دفاع. با این حال، باز هم با اعتمادبهنفسی عجیب و طلبکارانه، نام خود را در فهرست نامزدها مینویسند؛ گویی شهر ملک شخصی آنهاست و شورا ارث پدری.
مشکل فقط سن و سال یا سابقهی طولانی نیست؛ مشکل «فرسودگی فکری» است. بسیاری از این افراد سالها در قدرت بودهاند، اما نه توانستهاند گرهای از کار شهر باز کنند و نه افق روشنی برای آینده ترسیم کردهاند. شهر کرج با معضلات پیچیدهای مثل ترافیک، آلودگی، مدیریت شهری ناکارآمد، حاشیهنشینی و بیبرنامگی مزمن دستوپنجه نرم میکند. آیا واقعاً میتوان انتظار داشت همان آدمهایی که دیروز در حل این مشکلات ناتوان بودند، امروز ناگهان ناجی شهر شوند؟
اینها تشنهی خدمت نیستند؛ کشتهی قدرتاند. خدمت، صبر و فروتنی میخواهد، شنیدن صدای مردم را لازم دارد و پذیرش مسئولیت اشتباهات گذشته را. اما آنچه از این طیف میبینیم، بیشتر عطش دیدهشدن است تا دغدغهی حل مسئله. برایشان صندلی شورا هدف است، نه ابزار. شورا را نه بهعنوان نهادی برای تصمیمسازی جمعی، بلکه بهعنوان سکویی برای حفظ نفوذ، رانت و حضور در دایرهی قدرت میخواهند.
از همه تلختر، بیتوجهی کامل به نسل جدید است؛ جوانانی که تحصیلکردهاند، ایده دارند، شهر را زندگی میکنند و دردهایش را لمس کردهاند. اما وقتی عرصه مدام در اختیار آدمهای ضعیف و تکراری میماند، طبیعی است که امید اجتماعی فرسوده شود و مشارکت واقعی رنگ ببازد. این انحصار نانوشته، بزرگترین ضربه به آیندهی کرج است.
انتخابات شورا نباید تبدیل به پناهگاه بازنشستگان سیاسی شود؛ جایی برای آزمونوخطای دوبارهی کسانی که قبلاً مردود شدهاند. شهر نیاز به شجاعتِ تغییر دارد، نه تکرارِ خستهکنندهی گذشته. اگر قرار است کرج نفسی تازه کند، باید از همینجا شروع کرد: نه گفتن به قدرتطلبان فرسوده و میدان دادن به فکر تازه، ارادهی سالم و تعهد واقعی به خدمت.